ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1166
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
پديد آمد و در لغت به فقهى نيازمند شديم كه داراى مأخذى ارجمند باشد چنان كه ( مثلا ) ابيض [ 1 ] براى هر چه در آن سفيدى باشد وضع شد و سپس اسب سفيد را بخصوص « اشهب » و انسان سفيد پوست را « ازهر » و گوسفند سفيد را « املح » ميخواندند . و به كار بردن ابيض ( سپيد ) در كليهء اينها غلط و خارج از شيوهء زبان عرب شمرده ميشد . و ثعالبى بخصوص در اين باره بتأليف جداگانهاى پرداخت و آن را « فقه اللغه » [ 2 ] ناميد و او دربارهء تعهد لغوى با خود در تحريف نكردن استعمال عرب از مواضع خود ، تأكيد مىكند ، [ 3 ] چه شناختن نخستين وضع لغت در تركيب كلمات كافى نيست مگر آنكه استعمالات عرب گواه بر آنها باشد و اين فن از مهمترين مباحثى است كه هر اديب در فنون نظم و نثر بدان نيازمند است تا مبادا در وضع اصلى مفردات و تركيبات لغات دچار اغلاط فراوان شود و اين گونه اغلاط از غلط كردن در اعراب كلمات بدتر و فاحشتر است . همچنين برخى از متأخران دربارهء الفاظ مشترك بتأليف پرداخته و بحصر آنها همت گماشته ، هر چند بنهايت اين فن نرسيدهاند و تأليفات آنها حاوى قسمت عمدهء لغات مشترك مىباشد نه تمام آنها بطور جامع . و اما كتب مختصرى كه هم اكنون در فن لغت موجود است يكى و دو تا نيست بويژه اين مختصرها شامل لغات متداولى مىباشند كه بسيار مورد استعمالاند تا محصل به سهولت آنها را حفظ كند و در اين
--> [ 1 - ) ] در وضع عام . چاپهاى مصر و بيروت . [ 2 - ) ] در دائرة المعارف اسلام راجع به فقه اللغه چنين اظهار نظر شده است : دستهء سوم مؤلفات او ( ثعالبى ) شامل كتب فقه اللغه بمعنى اخص است . معروفترين آنها كتاب مترادفات عرب « Synonymiearabe » است كه ثعالبى آن را در آخر عمر نوشت و نخست آن را شمس الادب فى استعمال العرب ناميد و آن كتاب دو جزء داشت مترادفات بمعنى اخص بعنوان اسرار اللغة العربية و خصائص ديگر ملاحظات اسلوب كلام « Stylistique » بعنوان مجارى كلام بر سومها و ما يتعلق بالنحو و الاعراب منها و الاستشهاد بالقرآن على اكثرها - جزء دوم را ثعالبى غالبا حرف به حرف از كتاب فقه اللغهء احمد بن فارسى اخذ كرده سپس جزء اول را جداگانه بعنوان فقه منتشر ساخت . جزء دوم اصلى بعنوان سر الادب فى مجارى علوم العرب است كه هم جداگانه بچاپ رسيده است و هم با السامي فى الاسامى ميدانى چاپ سنگى تهران چاپ شده است ( از لغت نامهء دهخدا ص 26 حرف : ث ) . [ 3 - ) ] از « ينى » در چاپهاى مصر و بيروت عبارت مغشوش و كلمهء ( من ) بغلط آمده است .